131-

ژوئن 24, 2011

 

از اوناي‌نايه پرسيدند چرا نوشتن را ادامه ندادي يا اگر نوشتي چرا چاپ نكردي؟ تاريخ فجايع را به بار مي‌آورد تا به يكي مثل تو خوراك نوشتن بدهد. ننوشتن تو خيانت به آنهايي است كه از بخت بد رنج كشيده‌اند و رنج، نفت نوشتن است. همچنان‌كه يك دلار از پول نفت به دايناسورها نمي‌رسد و ارث شيخ‌هاي عرب است، نوشتن تو دردي از رنج‌ديده‌ها دوا نمي‌كند، بلكه مسئوليتي اخلاقي است كه تخيل حاصل از آن رنج‌ها را به هدر ندهي.
جواب داد يك رمان نوشتم و همچنان شرمسارم از لذتي كه شما از آن مي‌بريد. خيانتكار به آن رنج‌ها شماييد كه با خواندن كتاب من به جاي آن‌كه زمين را تبديل به گور دسته‌جمعي نوع بشر كنيد، از آن لذت برديد. از آن گذشته، من اگر راه و رسم نوشتن را مي‌دانستم، به اشتباه نمي‌رفتم و اسباب لذت شما را فراهم نمي‌كردم. من يك سرگرم‌كننده‌ام، يك كـا‌ند‌و‌م‌ساز. +